تبليغاتX


:: شب زخمی ::

شب زخمی

سهم ما همینه که جدا بمونیم ... پر فریاد اما بی صدا بمونیم



نمی دانم تو می دانی
دل من در هوای دیدنت بی تاب گردیده
سراپای وجودم در فراقت آب گردیده
ز هجرت دیدگانم همچو دریایی ز خون گشته
غم و دردم فزون گشته
و از تب در میان بسترم چون شمع می سوزم
برای دیدنت رویت دو چشم اشکبارم را به روی ماه می دوزم
و با او از غم و درد درونم راز می گویم...

اساساً فلسفه ظهور ریشه در آغاز آفرینش دارد. بشر از همان نقطه آغاز زندگی تا به امروز چشم انتظار فردی بوده است که با آمدنش دنیای درونی و بیرونی او را از ارزش های خوب دگرگون سازد و با تضادهای زمانه خود مبارزه کرده و در نهایت او را از ظلم و ستم نجات دهد. در ادیان و فرهنگ های مختلف نیز از این فرد به صورت ها و نام های گوناگونی یاد شده است. درآیین زردشت سوشیانت، در آیین مسیحیت فارقلیط، در آیین یهود مسیح (ماشیح) ، در آیین هندو كالكو و در دین اسلام نیز که تحت عنوان "منجی" که امام دوازهم ما حضرت مهدی (عج) می باشد، یاد می گردد. این مطلب نشان دهنده جایگاه منجی و مفاهیم پس از آن مانند انتظار و... در فرهنگ ها و ادیان مختلف است که البته در نوع نگرش و بحث های مربوط به این موضوع تفاوت های زیادی وجود دارد که از حوصله آن خارج است چرا که عرضم چیز دیگریست.

در آیین ما، انتظار علاوه بر ایمان قلبی، نیازمند شور و نشاطی است که در وجود هر منتظری باید شکل بگیرد. که برای شکل گیری و تقویت چنین ویژگی باید کارهای مربوط به این مهم را انجام داد. کارهایی از قبیل برگزاری دعا، نصب پارچه و نوشته ها به همین مناسبت و... و همچنین برگزاری مراسم و مجالسی مربوط به آن. خوشبختانه ایرانیان در این گونه کارها سرآمدند و به مناسب های مختلف از جمله ماه رمضان، محرم و... ازطریق برگزاری مراسم، ارادت و اعتقاد قلبی خودشان را نسبت به ائمه اطهار ابراز می دارند. همان طور که همه ساله به مناسبت نیمه شعبان و میلاد حضرت مهدی (عج) جشن هایی را برگزار می کنند تا برای ظهور آن حضرت زمینه سازی کنند.

اما نکته ای بود که خواستم عرض کنم این بود که متاسفانه بعضاً دیده ام که در جشن هایی که به مناسبت نیمه شعبان و میلاد حضرت مهدی (عج) برگزار می گردد، جایی که باید در این گونه اعیاد، شادی و خوشحالی باشد، گاهی اوقات پای غم و اندوه و احیاناً نوحه نیز در میان می آید. این مغایر با آموزه های دینی ماست. به اعتقاد بنده یک منتظر نیازمند انرژی مثبتی است که از برگزاری چنین مراسمی دریافت کند نه انرژی منفی. و طبعاً زمانی که از غم واندوه استفاده شود، به جای آنکه آماده تر گردد، منزوی تر می شود. (البته منظور بنده غم و اندوه جمعی است که گاهی در این جشن ها دیده می شود نه غم و اندوهی شخصی که از درد و دل با منجی به دست می آید و باعث سبکی و تخلیه درونی منتظران می گردد.) باید گفت که اسلام دین انزوا نیست. اسلام دین گوشه گیری نیست. اسلام همیشه دین غم و اندوه نیست. اسلام اصلاً چند هزار سال است که آمده تا این چیزها را از سر راه بردارد. روایت داریم فرشتگان هنگامی که اعمال خوب انسان ها را می نویسند با حالت شادی و لبخند این کار را انجام می دهند. این نشان از اهمیت شادی نزد خدا و دین اسلام دارد. اما متاسفانه گاهی اوقات در این گونه جشن ها مبلغان دینی ما طوری عمل می کنند که اسلام این گونه جلوه می کند.

از این گذشته متأسفانه آدم واقعیت هایی را در سرزمین خود می بیند که نمی تواند چشمانش را به روی آنها ببند، در دل بریزد و از آنها حرف نزند. بنده اصلاً قصد ندارم به این بحث جنبه سیاسی بدهم. چون معتقدم اصولاً وقتی داریم از امام زمان صحبت می کنیم این چیزها دیگر معنا و مفهومی پیدا نمی کند. اما خوب نمی توان از کنار این قضایا به سادگی گذشت. کشور عزیزمان ایران، مملکت امام زمان قرار است باشد. تعبیری که از واژه "مملکت امام زمان" بنده در ذهنم هست، این است که این کشور پایگاهی باشد برای ظهور آن حضرت. پایگاهی باشد برای تحقق عدالت و آزادی و ترویج ارزش های خوب در پرتو ظهور آن حضرت. اما متاسفانه در داخل این سرزمین حوادثی رخ می دهد که...

در همین مملکت امام زمان، ناجوان مردانه به روی مردم آتش ریخته می شود و کشته می شوند. در همین مملکت امام زمان مردم وحشیانه شکنجه می شوند. در همین مملکت امام زمان به مردم هجوم آورده می شود، به خانه ها، به اموالشان، به عزیزانشان و... که خودتان دیگر از بنده بهتر می دانید. بله این سرزمین که قرار است روزی پایگاه عدل و داد شود اکنون ظلم و جور چهره درونی آن را سیاه کرده است. آیا به راستی امام زمان مملکتی این چنینی می خواهد؟ آیا امام زمان سربازانی این چنینی می خواهد؟ سربازانی که وحشیانه به جان مردم می افتند و سپس همین سربازان امام زمان در پیشگاه خدا سجده شکر به جا می آورند در حالی که می دانند خلق خدا را آزرده اند. و بعد از این جریانات اخیر به امام زمان نامه می نویسند که ما به احدی تیر نزدیم و... اگر به همه دروغ گفتیم دیگر می توانیم به آقا هم دروغ بگوییم؟!! بیاییم حداقل با آقا رو راست باشیم.

اما با همه این حرف ها، با همه این دردها و با همه این زخم ها بالاخره معبودی نیز وجود دارد. خدای ما عالم تر از این گفته هاست. او خود به سرنوشت بندگان خود مقدر است و بهتر از هر فردی می داند زمان ظهور آخرین فرستاده اش را. و من و شما و نه هیچ کس دیگری از زمان ظهور اطلاعی نداریم. تنها کاری که می توانیم انجام دهیم دعا و زمینه سازی برای تعجیل ظهور آن حضرت است و بس. آن فرستاده روزی ظهور خواهد کرد و جهان را پر از عدل و داد می کند. بی نیاز از هر فرد و هر مسلکی. یارانش به او می پیوندند و انقلاب جهانی او آغاز می شود. و چه زیبا و عظیم است تصویر چنین روزی! پس به امید آن روز...


*** وجود مقدس امام ششم حضرت جعفر صادق (ع) می فرمایند: تعیین کنندگان وقت دروغ می گویند.***

پیش کش به ساحت مقدس حضرت حجت بن الحسن عسکری و به امید ظهور آن بزرگوار - اللهم عجل لولیک الفرج


و نیز به یاد آن شهید آزاد مرد که راه او تا ابد در خاطرم جاویدان خواهد ماند...

+نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388 توسط شب زخمی |